تورا من چشم در راهم

برگزاری سومین مجمع عمومی انجمن ایرانی تاریخ

 

   روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹، سومین مجمع عمومی انجمن ایرانی تاریخ در ساعت ۱۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. دو سال پیش در اردیبهشت ماه این مجمع برای نخستین بار برگزار شده بود و در آن اولین مجمع من هم به عنوان یکی از اعضای هیأت مدیره‌ی انجمن انتخاب شدم. از آن روز دو سال پر ماجرا پشت سر گذاشته شده است. دو سالی که با فراز و نشیب‌هایی همراه بود و ارزش کیفی و کمی کارهایی که در این دو سال انجام شد خود موضوع یک بررسی مستقل است.

   نشست  در حدود ساعت پانزده و سی دقیقه آغاز شد. اجرای برنامه را خانم دکتر نزهت احمدی بر عهده داشت. ابتدا ریاست هیأت مدیره،  آقای دکتر صادق آیینه‌وند به حاضران خیر مقدم گفتند. سپس آقای دکتر علی‌محمد ولوی، نایب رئیس انجمن ایرانی تاریخ، درباره‌ی فعالیت‌های انجمن در دو سال گذشته سخن گفتند و گزارش دادند. در این دو سال، هیأت مدیره‌ی انجمن در هر ماه یک نشست و در مجموع ۲۴ نشتست برگزار کرد. در این نشست‌ها ساختار کلی انجمن، متشکل از گروه‌های علمی و گروه‌های اجرایی یا کارگروه‌ها تعریف شد و بریا هریک از گروه‌ها وظایفی مشخص شد. در این نشست‌ها که بیش‌تر به موضوعات راهبردی اختصاص داشت گاه، بحث و جدل‌های بسیار پرهیجانی در می‌گرفت که همه را درگیر می‌کرد.

   یکی از مسائلی که در این دو سال وقت بسیار زیادی را به خود اختصاص داد موضوع ثبت انجمن به‌عنوان یک سازمان علمی در تشکیلات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مهم‌تر از آن ثبت آن به‌عنوان یک بنیاد حقوقی در مرکز ثبت شرکت‌ها بود. این روند بیش از یک سال طول کشید و کندی آن موجب کندی بسیاری از فعالیت‌های انجمن از جمله روند عضو‌گیری و آغاز فعالیت‌های اجرایی ـ علمی بود. پیگیری غیر حرفه‌ای، خودمانی و کم‌هزینه‌ی کارها یکی از اساسی‌ترین مشکلات کار انجمن در دو سال گذشته بود که در همین مورد تأثیر منفی آن بسیار زیاد بود. ابتدا سرکار خانم دکتر فصیحی، برای پیگیری کار برگزیده شد و ایشان نیز دوندگی‌های بسیاری کرد. زمان می‌گذشت و هربار گرهی تازه در کار افکنده می‌شد و کار پیش نمی‌رفت. به هر حال با اعتراض جدی برخی از اعضای هیأت مدیره، از جمله خود من به روند پیگیری کار قرار شد، این کار به یک وکیل سپرده شد. آن روزها در دانشگاه آزاد، واحد علوم تحقیقات دانشجویی داشتم به نام اقدامی. کارهای خانم اقدامی را همسرش آقای ساجدی انجام می‌داد که دفت وکالت داشت و من ناگهان به‌فکر او افتادم و او را برای این‌کار معرفی کردم. از زمانی که این کار به او و دفتر حقوقیش سپرده شد، کار سرعت گرفت و ظرف کمتر از یک ماه. کارهای ثبت انجمن نهایی شد. هنوز اطمینان ندارم آقای ساجدی عزیز بابت این لطف و مساعدت خود از انجمن پولی دریافت کرده باشد.

    کار ایجاد سایت را من به‌عهده گرفتم. ابتدا با چند شرکت مذاکره کردم و در نهایت تصمیم گرفتم با آقای نوید خادم و شرکت طراحان که کار طراحی و راه اندازی وبسایت مرا انجام داده بودند، صحبت کنم و آنان با روی گشاده پذیرفتند و لطف خود را از انجمن دریغ نکردند. این کار با پیگیری‌های من  به نتیجه رسید و مرحله‌ی اول سایت انجمن انجام شد و سرانجام سایت کار خود را آغاز کرد. البته این سایت هنوز ابتدایی است و مرحله‌ی اول آن کامل شده است. مراحل دیگر باید در آینده پیگیری و انجام شود. به آقای خادم هم البته پولی پرداخت نشد و علت اصلی هم خود بزرگواری آقای خادم است که هرچه گفتم قراردادی برای انجمن نفرستاد که نفرستاد.

   فعالیت دیگر انجمن، تلاش برای انتشار یک فصلنامه‌ی علمی پژوهشی بود که پژوهش‌نامه‌ی انجمن ایرانی تاریخ نام گرفت. سردبیری این مجله به‌عهده‌ی دکتر ولوی نهاده شد و دکتر داریوش رحمانیان قائم مقامی سردبیری را برعهده گرفت و در عمل کارهای مجله را پیش می‌برد. سرکار خانم دکتر احمدی هم بع‌عنوان مدیر اجرایی فصلنامه برگزیده شدند. اولین شماره‌ی این فصلنامه، با کیفیتی نه‌چندان مطلوب و قابل دفاع انتشار یافت. مقالات دومین شماره نیز کامل شده و در مراحل نهایی آماده سازی ست. امیدوارم این مجله بتواند روند رشد و ارتقاء را بسیار سریع بپیماید. در اینجا هم آنچه مشکل‌زاست، تلاش برای کم شدن هزینه‌های تولید مجله است. با چنین رویکردی، ویراستار غیر تخصصی خواهد بود؛ خبری از صفحه‌آرای کاردان و با تجربه نیست، ترجمه‌ی چکیده‌های انگلیسی چنان‌که باید صورت نمی‌پذیرد و در نهایت مجله نمی‌تواند کیفیت علمی بالایی داشته باشد.

    برخلاف برخی دوستان که این نشریه را همانند دیگر مجلات علمی پژوهشی کشور تلقی می‌کنند، باور من این است که این مجله از آنجا که به‌صورتی گسترده از متخصصان رشته‌ی تاریخ دانشگاه‌ها و پژوهش‌گاه‌های مختلف کشور بهره‌می‌برد و منحصر به تلاش علمی‌ یک دانشگاه نیست باید سطحی فراتر از یک مجله‌ی علمی پژوهشی را داشته باشد. این مهم نیز هم از رهگذر تعیین دقیق و کیفی سیاست‌های علمی مجله  و سخت‌گیری در انتخاب مقالات و هم با انجام ویراستاری علمی بسیار کامل و دقیق می‌تواند صورت گیرد و هم با به‌کارگیری نیروهای متخصص در زمینه‌ی تایپ، ویرایش، صفحه‌آرایی، نمونه‌خوانی و طراحی روی جلد امکان‌پذیر خواهد بود. چنین کاری نیز به صرف هزینه نیازمند است. پول، گره اصلی و گره‌گشای اصلی‌ست.

   در این دو سال انجمن چهار خبرنامه انتشار داد. تلاش و صرف وقت و تلاش علمی دوستانی چون خانم فاطمه رستمی و خانم منصوره‌ی کریمی قهی، دانشجویان دکتری دانشگاه الزهراء به انتشار این چهار شماره منجر شد و این دوستان نیز خالصانه کوشیدند و آنچه در توان داشتند انجام دادند. بی‌آنکه بخواهم تلاش‌های انجمن و به‌ویژه این دوستان عزیز را نادیده بگیرم و کوچک بدارم، باید اذعان داشت که یکی از ضعف‌های اساسی انجمن انتشار همین خبرنامه‌هاست؛ هم در کمیت و هم در کیفیت. از نظر کمی انتشار چهار خبرنامه در طول دو سال بسیار نابسنده است. خبرنامه باید به‌‌صورت ماهانه انتشار یابد و در حقیقت در هر شش‌ ماه یک شماره انتشار یافته است. از نظر کیفی نیز خبرنامه‌ها انعکاس یک تلاش غیر تخصصی و غیر علمی‌ست. شاید برخی بر من خرده‌بگیرند که خود نیز مسوؤل بخشی از معایب این کاری و دست کم نباید به این روشنی از آن خرده‌گیری کنی. پاسخم این است که من در نشست‌های هیأت مدیره این کاستی‌ها را به رساترین‌ زبان فریاد زده‌ام و گفته‌ام و امیدوار بودم فریادم مؤثر واقع شود. به‌یاد دارم که پس از انتشار نخستین شماره‌ی خبر‌نامه، در جلسه‌ی هیأت مدیره گفتم که این شماره‌ از کاری که دانش‌آموزان یک دبیرستان تولید می‌کنند ضعیف‌تر است و شایسته‌ی انجمن نیست. راه‌کارم هم برخورد حرفه‌ای و تخصصی با موضوع انتشار یک مجله بود که متأسفانه این نیز شنیده نشد و این روند با همان کیفیت استمرار یافت. کیفیت چاپ عکس‌ها در هر شماره، به‌گونه‌ای بسیار نامناسب استمرار یافت تلاشی برای اصلاح آن صورت نگرفت. بر این باورم که انتشار خبرنامه باید به‌صورت ماهانه تداوم یابد. افزون بر این باید نشریه به صورت الکترونیکی انتشار یابد، در سایت قرار گیرد و و برای اعضای انجمن از طریق خبرنامه ارسال شود. یک مدیر داخلی داشته باشد و دست کم یک حرفچین و صفحه‌آرا در کنار آن مدیر باشند. این‌ها آرزوهایی ست که در طول این دو سال به‌رغم تکرار چندباره‌ی آن جامه‌ی تحقق نپوشید و امیدوارم در آینده تحقق یابد.

    انجمن در این سه سال برای برپایی سه سمینار تلاش کرد. سمینار تاریخ و ترجمه نخستین این سمینارها بود. این موضوع را دوست گرانقدرم سرکار خانم شیرازی به گروه تاریخ و پس از آن به انجمن پیش‌نهاد کرد. کارها به گونه‌ای پیش‌رفت که خانم شیرازی در نهایت نخواست و یا نتوانست در کنار سمینار به‌عنوان دبیر اجرایی باقی بماند. شرکت نداشتن او در روزهای برگزاری سمینار، از نخواستن او حکایت دارد. ابتدا شورای علمی سمینار تصمیم گرفت من دبیری سمینار را بپذیرم، ولی به همان دلایلی که خانم شیرازی کنار کشید من هم این مسؤولیت را نپذیرفتم. برایم روشن بود که برگزاری یک سمینار بدون وجود امکانات مالی و مشخص بودن وظایف و حقوق افراد امکان‌پذیر نیست. پس از آن به پیشنهاد خودم و تصویب شورای علمی سمینار، سرکار خانم دکتر بختیاری دبیری سمینار را پذیرفتند و آنچه‌در توان داشتند برای برگزاری آن انجام دادند و سمینار در روزهای ۲۱ و ۲۲ اردیبهشت جاری برگزار شد. نقد و بررسی کیفیت برگزاری آن مجالی دیگر می‌خواهد.

   درباره‌ی دو سمینار دیگر باید بگویم که یکی در میانه‌ی راه است و دیگری در آغاز کار. دبیری سمینار آسیب شناسی آموزش و پژوهش تاریخ در ایران را سرکار خانم دکتر سیمین فصیحی بر عهده دارند و قرار بود در خرداد ماه برگزار شود، ولی به عللی چند برگزاری آن چند ماهی به تعویق افتاد. سرکار خانم دکتر فصیحی هم در این عرصه تنهاست و به‌تنهایی کارها را پیش می‌برد. سمینار سوم درباره‌ی فرهنگ و تمدن ایران در عصر سلجوقی است و آقای دکتر اسماعیل حسن زاده طرح آن را ارائه کرده‌اند و قرار است دبیر علمی سمینار باشد. این سمینارها با همکاری مراکز مختلفی از جمله دانشگاه الزهراء برگزار شد.

    عطف به آخرین جمله‌ام درباره‌ی همکاری دانشگاه الزهراء در برگزاری این سمینارها باید بگویم که دانشگاه الزهراء و استادان آن در تأسیس انجمن ایرانی تاریخ و راه اندازی آن سهم و نقشی چشمگیر بر عهده داشتند. تلاش‌های آقای دکتر ولوی به عنوان کسی که در آن آخرین دور نشست‌ها و رایزنی‌ها این کار را به نتیجه رساند قابل تحسین و تقدیر است. نام سرکار خانم دکتر فاطمه جان احمدی نیز از این گروه در  شمار مؤسسان انجمن قرار دارد، هرچند که به‌عللی شخصی، در ادامه‌ی راه نام ایشان از هیأت مؤسسان حذف شد و حتی در وبسایت انجمن نیز از ایشان و تلاش‌هایشان یادی نشد. من هم از سال‌ها پیش از زمانی که دوستان اهل تاریخ در رستوران دانشگاه تهران و هتل مدائن در خیابان زردشت گرد هم می‌آمدند و درباره‌ی برپایی یا صرف‌نظر از برپایی انجمن تاریخ سخن می‌گفتند و مرحوم دکتر امیر پروین یکی از بانیان اصلی آن جمع‌ها بود، در آن جمع‌ها حضور داشتم و از موافقان تشکیل این انجمن بودم. البته من در آن زمان دانشجوی دکتری بودم و تأثیر خاصی در تصمیم‌گیری‌ها نداشتم. دوستان دیگر دانشگاه مثل خانم دکتر فصیحی، خانم دکتر احمدی و آقای دکتر حسن زاده هم اعضای اولین  هیأت مدیره‌ی انجمن ایرانی تاریخ بودند و با آن همکاری فعال داشتند.

   جدای از تک تک افراد که در جای خود ارج و قدرشان شناخته است، گروه تاریخ دانشگاه الزهراء نیز در طول دو سالی که من مدیر آن بودم با انجمن تاریخ و سمینار های آن همکاری بی‌وقفه و صمیمانه‌ای داشت. در برگزاری سمینار تاریخ و ترجمه بعد از آنکه دکتر بختیاری در سخترانی خود از گروه تاریخ دانشگاه الزهراء نامی نبرد، بعد از پایان یافتن نشست به او اعتراض کردم و یادآور شدم که حق گروه تاریخ دانشگاه الزهراء نباید نادیده گرفته شود. سوگمندانه باید بگویم در گزارش دیروز همکار عزیزم جناب آقای دکتر ولوی نیز، به رغم سپاس‌گزاری‌های مکرر از پژوهش‌گاه علوم انسانی و پژوهشگاه فرهنگ و مطالعات اجتماعی، از دانشگاه الزهراء، به‌عنوان اصلی‌ترین حامی انجمن در دو سال گذشته سخنی به میان نیامد و باز هم داستان کوزه‌گر و کوزه‌ی شکسته و یا مفقود شده تکرار شد. 

   هم‌اندیشی‌ها نیز از فعالیت‌های انجمن در دو سال گذشته بود. نشستی با حضور پیش‌کسوتان تاریخ و تبادل تجارب آنان با جوان‌ترها و گفت‌و گو در فضایی گرم و صمیمی. کار سازمان‌دهی و برپایی این نشست‌ها را دکتر اسماعیل حسن زاده بر عهده داشتند. بزرگداشت دکتر احسان اشراقی در پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بزرگداشت دکتر ابوالقاسم اجتهادی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. متأسفانه من در هیچ‌یک از این دو نشست سعادت نیافتم حضور داشته باشم و بهره ببرم. از دوستان شنیدم که هر دو نشست بسیار موفق و تأثیر گذار بوده و بسیار خوب برگزار شده است.

   در این ماه‌های اخیر انجمن به همت سرکار خانم دکتر ملک‌زاده بخش آموزش را فعال کرد و کارگاه‌های آموزشی چندی برگزار شد. محل تشکیل این کارگاه‌ها در کتابخانه‌ی ملی بود. تاریخ شفاهی یکی از آن کارگاه‌های آموزشی، و کارگاه دیگر احتمالاً کارگاه سند پژوهی بوده است. این کارگاه‌ها با مشکل اطلاع رسانی مناسب همراه بود. مشکلی که تصور می‌کنم تقریبا در تمام فعالیت‌های انجمن برجسته باشد. البته با این‌که این کارگاه‌ها به‌صورت محدود برگزار شد بازخوردی ارزشمند داشت و امید می‌رود با تداوم آن بتوان بخشی از نیازهای جامعه‌ی علمی تاریخ را برآورده کرد.

   در آخرین جلسه‌ی هیأت مدیره که پیش از تشکیل مجمع برگزار شد، آقای دکتر ولوی اشاره کردند که گردش مالی انجمن در اولین دوره حدود چهل میلیون تومان بوده است. البته کمک‌های وزارت‌فرهنگ و آموزش عالی که متولی اصلی چنین انجمن‌هایی ست بسیار ناچیز و نابسنده بوده است. البته می‌شد از معاونت فناوری ریاست جمهوری نیز کمک گرفت و در قبال پذیرش طرح ممیزی آنان صد و چهل پنجاه میلیون از آن محل درآمد داشت، کما این‌که برخی انجمن‌های تاریخی دیگر چنین کرده‌اند و از این پول بهره‌مند شده‌اند. انجمن نیز درباره‌ی این موضوع جلسات متعددی را بحث و بررسی کرد و در نهایت تصمیم گرفت از کاری که در نهایت به یک فرجام سیاسی بیانجامد پرهیز کند و خود را وامدار یک جریان سیاسی نسازد. تصمیم درستی که خوشبختانه موجب حفظ استقلال علمی انجمن تا این زمان شد و من به‌عنوان یکی از اعضای هیأت مدیره‌ی انجمن خوشحالم که در دورانی که من در این میدان بودم، انجمن استقلال علمی خود را حفظ کرد و ایمان دارم که از این‌ پس نیز این استقلال استمرار خواهد داشت.

   بازگردیم به نشست سومین مجمع عمومی. پس طی مقدمات و به حد نصاب رسیدن حاضران، کاندیداها مشخص شدند و رآی گیری انجام شد. شمار حاضرانی که از نظر قانونی می‌توانستند رای دهند ۵۷ نفر بودند که ۱۰ نفر از حد نصاب لازم برای رسمیت یافتن مجمع بیشتر بود. خانم پور فرد نماینده‌ی محترم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مواردی را که قانوناً در رای‌گیری باید رعایت می‌شد گوشزد کردند. از مهم‌ترین این موارد این بود که تنها یک دانشگاه مجاز بود در ترکیب نهایی اعضای هیأت مدیره بیش از یک نماینده (حداکثر دو نماینده) داشته باشد. بدین ترتیب دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی مختلف امکان می یافتند در ترکیب هیأت مدیره حضور داشته باشند و این موضوع می‌توانست به تنوع دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های درگیر در انجمن کمک خواهد کرد. سرانجام چهارده نفر کاندیدا‌های عضویت در هیأت مدیره شدند . ناگفته نگذارم که برخی از این افراد خود تمایلی به کاندیداتوری نداشتند و به‌هرحال، نامشان در فهرست داوطلبان درج شد. من هم به این سبب که ممکن است چند ماهی به سفر بروم کاندیدا نشدم. سه نفر نیز به‌عنوان داوطلبان بازرسی انجمن کاندیدا شدند و در نهایت رآی گیری انجام شد. هفت نفر برای هیأت مدیره و یک نفر برای بازرسی انتخاب شدند که دو عضو آخرین این فهرست به‌عنوان اعضای جایگزین یا علی‌البدل فعالیت خواهند کرد.  فهرست کسانی که بیش‌ترین رای را به خود اختصاص دادند ذکر می‌کنم:

اعضای منتخب هیأت مدیره:

۱) دکتر علی‌محمد ولوی (دانشگاه الزهراء) ۵۲ رای

۲) دکتر شهرام یوسفی‌فر (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ۴۶ رای

۳) دکتر اللهیار خلعتبری (دانشگاه شهید بهشتی) ۴۲ رای

۴) دکتر احمد رضا خضری (دانشگاه تهران)  ۴۰

۵) دکتر هوشنگ جباری (دانشگاه اهواز) ۳۴ رای

۶) دکتر سیمین فصیحی (دانشگاه الزهراء) ۳۱ رای

۷) دکتر حسن حضرتی (دانشگاه تهران) ۳۰ رای

بازرس:

دکتر شهلا بختیاری (دانشگاه الزهراء)  ۲۶ رای

 شایان ذکر است که در این فهرست از دانشگاه الزهراء و دانشگاه تهران دو نفر حضور دارند. قرار شد انجمن با وزارت فرهنگ علوم، تحقیقات و فناوری در این خصوص مکاتبه کند. در صورتی‌که این ترکیب پذیرفته نشود، آقای دکتر علیرضا ملایی توانی از دانشگاه اورمیه جایگزین آقای دکتر حسن حضرتی از دانشگاه تهران خواهند شد. به همه‌ی این استادان تبریک می‌گویم و برایشان  آرزوی توفیق روزافزون دارم. امیدوارم در راهی که در آن گام نهاده‌اند ثابت قدم و استوار باشند و انجمن را بیش از گذشته توسعه دهند و پیش‌برند.

   آخرین سخنم نیز انتقادی و گلایه آمیز است. مطابق قوانین وزارت علوم، باید هر یک از اعضای هیأت مدیره می‌آمدند و درباره‌ی فعالیت خود توضیح می‌دادند، ولی چنین نشد. نایب رئیس محترم انجمن خود در آخرین نشست هیأت مدیره اشاره داشتند که بررسی کرده‌اند که اگر  ارزش مالی حجم کارهایی را که اعضای هیأت مدیره در این دو سال انجام دادند با تعرفه‌های موجود بسنجیم از رقم میلیارد تومان خواهد گذشت و این استادان در دو سال گذشته بدون دریافت حتی یک ریال با تمام وجود فعالیت کرده‌اند. حقیقت نیز همین است. شرکت در جلسات مختلف انجمن و پیگیری کارهای مختلف آن بخشی از دغدغه‌ی جاری همه‌ی ما شده بود؛ به‌گونه‌ای که در این اواخر من واقعا کار برایم بسیار سخت شده بود. آقای دکتر جباری با هزینه‌ی شخصی خود از اهواز آمدند و در تمامی نشست‌های هیأت مدیره شرکت کردند و هر یک از دوستان نیز از وقت و نیروی فکری و  توان تخصصی خود مایه‌گذاشتند و کار را پیش‌بردند. شاید بهتر بود که دست کم این افراد دعوت می‌شدند و درباره‌ی کار خود توضیحی می‌دادند. اگر نه به‌صورت مادی، دست کم به شکل معنوی در قالب اهدای یک شاخه گل و یک لوح یاد بود از کارهای آنان قدرشناسی می‌شد. به هر روی این نیز گذشت و امیدوارم این نوشته‌ها برای گوشزد شدن برخی از کاستی‌ها سودمند باشد. ایمان دارم که تمامی اعضای انجمن تلاشی بی‌وقفه و در خور تحسین داشتند . سهمشان در بنیان‌گذاری و پیشبرد امور انجمن تاریخ در جایی از تاریخ تکاپوهای مورخان این سرزمین ثبت خواهد شد.

  

       

  

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • مهدي فرهاني منفرد:

    آقاي دكتر حضرتي گرانقدر سلام مرا بپذيريد. حق با شماست. نه شما و نه خانم دكتر فصيحي، هيچيك داوطلب پذيرش اين بار دشوار نيستيد قطعاً انجمن نيازمند شما بزرگواران است. آن‌چه بنده عرض كردم، صرفاً بر اساس شمار آراء است و گمان نمي‌كنم ملاك ديگري، مثل نوع دانشگاه و يا زن و مرد بودن بتواند تعيين كننده باشد. من براي هر دو شما عزيزان آرزوي تندرستي و شادكامي دارم و بودن هر دو شما را مبارك و مغتنم مي‌دانم.

    ۱۳۸٩/۰۳/۲۲ ساعت ۱۶:۲۶
  • حضرتي:

    در باره بند ماقبل آخر نوشته تان عرض كنم كه بنده شخصا از اين قضيه استقبال مي كنم. شما كه در جلسه مجمع حضور داشتيد، ديديد كه بنده هيچ تمايلي به نامزد شدن نداشتم. اگر رودربايستي با استادانم مثل دكتر آئينه وند نبود پا مي شدم و اسمم را از وايت برد پاك مي كردم. اگر پاسخي كه به هوشنگ جان داده ايد، نه استنباط شخصي، بل تصريح آيين نامه باشد، براي اين بنده مايه بسي شادماني است.

    ۱۳۸٩/۰۳/۲۲ ساعت ۱۲:۱۵
  • مهدي فرهاني منفرد:

    سلام هوشنگ عزيز پاسخ روشن است. به بسبب كمتر بودن رأي ايشان.

    ۱۳۸٩/۰۳/۲۱ ساعت ۰۶:۴۱
  • هوشنگ:

    با سلام بنده نفهمیدم چرا از آن میان باید دکتر حضرتی -از دانشگاه تهران کنار برود-و نه یکی از دانشگاه الزهرا-ومثلا خانم دکتر فصیحی-؟آیا پاسخی برای این پرسش دارید؟لطفابنویسید

    ۱۳۸٩/۰۳/۲۰ ساعت ۰۸:۱۱
  • رحمانيان:

    نقد و انتقاد زمينه ساز پيشرفت وبالندگي است بويژه اگر همچون انتقادات شما معتدل ودلسوزانه واز سر بصيرت باشد .همه ما بايد به ياد داشته باشيم كه انجمن در آغاز راه است و پاره اي از كاستي ها وموانع ومشكلاتي كه ميبينيم كاملا طبيعي است همه بايد دست به دست هم بدهيم وبكوشيم واميدوارنه چشم به فرداهاي روشن ودرخشان داشته باشيم . ايمان دارم كه نهال انجمن ايراني تاريخ خيلي زودتر از آنچه مي پناريم به درختي تناور و پر شاخ وبرگ وسايه گستر وپر بار وبر تبديل خواهد شد

    ۱۳۸٩/۰۳/۱۶ ساعت ۰۶:۲۳
  • منصوره کریمی قهی:

    گر خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

    ۱۳۸٩/۰۳/۰٩ ساعت ۰۸:۱۲
  • مریم:

    درود یه جورایی منم میخواستم نظر دوستم فرهمند را در مورد انجمن وانجمنها بدم البته کمی وکمی بیشتر تند تر ونقادانه تر. باز هم البته به امید روزی این انجمنها دردی از تاریخ یا جامعه را دوا کنند. پایدار باشید

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۷ ساعت ۱۷:۰٩
  • بینا:

    سلام: با یادآوری شما بالاخره موفق شدم متن و گزارشتون رو بخونم.افسوس همیشه درباراه تحریف تاریخ حرف زدم. فکر کردم و به دانشجویانمون یاددادیم تاریخ ابزار شناخت داره و راه وصول به حقیقت چندان دشوار نیست یکی از راه های حفظ رخدادها همین تک نگاشته هاست. در متن نوشته که می توانه منصفانه یک برگ تاریخی بشمار بیاد تاریخ تاسیس انجمن یک گپ و خلاء داره ! حالا که دانشجویان و اهل تحقیق تاریخ مطالبتون رو خوندن آیا می تونن بگن این خلاء کجاست؟!!! قریب دو سال فعالیت همه گیر قبل از اجیر کردن وکیل کجاست؟ نام بسیاری از عزیزان که همواره بی چشم داشت در همه جلسات قبلی حضور داشتند چه شد؟ به نظر تاریخ انجمن دچار تحریف تعمدی شده که اگر بدادش نرسید روزی نه چندان دور آبروی اهل تاریخ با تحریفشان خواهد رفت.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۷ ساعت ۰۷:۰۳
  • زینب علیزاده:

    با سلام و عرض ادب خدمت شما، آقای دکتر خسته نباشید. از این که انجمن علمی تاریخ به فعالیت خود با زحمت شما بزرگواران ادامه می دهد، خرسندیم، هر چند اعضای شهر های دوری مانند مشهد به راحتی نمی توانند از نشست ها و کارگاه های انجمن استفاده نمایند که انشاءالله در آینده ای نه چندان دور این مشکل به نحوی حل و یا کم شود.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۶ ساعت ۲۳:۰۶
  • فرهمند:

    یک بار و تنها یکبار برای دانشگاهی که در آن کارشناسی ارشد را با تز -به گفته اساتید داور و راهنما و مشاور- خوبی گذراندم که به گفته خود شما برای تز نمونه کاندید شد ، یک مقاله از همان تز فرستادم که فرمودند هزار ایراد دارد و در اندازه یک پژوهش قابل چاپ در پژوهشنامه گروه نیست. البته نگفتند چرا پیشتر به همان پایان نامه نمره الف دادند و باز هم ما ماندیم و دوگانگی در باور کردن دم خروس یا قسم حضرت عباس؟ به نظر شما این چرخه بامزه "بزرگان " که دوباره و دوباره دور هم جمع میشوند و انجمن پشت انجمن میسازند و برای همدیگر کف میزنند کی شکسته میشود؟ همانروز هم حتما این جمود کمی و کیفی دانش و پژوهش شکسته خواهد شد.گرچه مدتهاست که در کمال تاسف دانسته ایم که بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش...

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۵ ساعت ۱۰:۴۵
  • رستمی:

    سلام. خیلی زیبا سال های پرفراز و نشیب انجمن را وصف کردید.من هم با نظر شما موافقم. کارهایی ازاین قبیل جز با اتکا به پشتوانه مالی و مدیریتی قوی امکان پذیر نیست.به همین دلیل باید به مدیریت انجمن دست مریزاد گفت. چون با هیچی انجمن را به اینجارسیوندند.کامنتتان را که می خواندم،یاد روزهای آوارگی و این در و اون در زدن برای تایپ یک نامه،کپی یک برگ، یا..( بهتره چیزی نگم) هم خنده ام می گیره و هم گریه. عدم پشتوانه مالی باعث خیلی ازدردسرها شد.خیلی از کارها بدون تخصص انجام گرفت. اما اگر همین حداقل کارها که به چشم خیلی از منتقدان که ازبیرون می گن لنگش کن،ناچیز میاد توسط آدمای ناشی صورت نمی گرفت، اون وقت انجمن راه اندازی نمی شد. حداقل در مورد خودم و خانم کریمی باید بگم که از خیلی ها حرف شنیدیم چه سختیها که برای چاپ خبر نامه نکشیدیم و دریغ از اینکه یک نفر بگه دستتون درد نکنه.یادمه در طول انجام کارها زمانی که خیلی بیتاب می شدم و به ستوه می آمدم، بارها با خود شما درد دل می کردم.فقط می خوام اینو بگم که ما هم نمی خواستیم وارد این راه شویم،تنها تمایز مان نسبت به افراد بی خیال که حاضر به تکان دادن خود نیستند این است که دلمان واقعا می سوخت برای کسانی که بانی این طرح بودند.بابت تلاش هایی که می شد و کسی نمی دید و خوشحالم علی رغم همه این مشکلات و نادیده گرفتن ها سومین مجمع عمومی هم برگزار شد.اگرچه خستگی ها و کنایه شنیدن ها دلی و دماغی برایم جهت آمدن به مجمع نگذاشت.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۵ ساعت ۰۷:۳۸
  • مهدی فرهانی منفرد:

    دوست عزیز سلام من دیروز یادداشتی بی‌نام یا با نام مستعار دریافت نکردم. احتمالا در ارسال یادداشت اشتباهی داشته‌اید. البته من غیر از یادداشت‌های توهین‌آمیز و مغرضانه و یا یادداشت‌هایی که بعد عمومی نداشته باشد، سایر یادداشت‌ها را از حالت تعلیق درمی‌آورم. با این حال نسبت به یادداشت‌هایی که با نام مستعار ارسال می‌شود نظر خوشی ندارم و تصور می‌کنم سانسور درست از همین‌جا آغاز می‌شود. کسی که سخنی دارد و به آن سخن هم اعتقادی دارد نباید در تاریکی بایستد و تیری به سوی روشنایی پرتاب کند .

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۲ ساعت ۲۱:۴۵
  • شاگردی تاریخ گذشته!!!:

    با سلام مجدد می گم مجدد چون نوشته ای که دیروز ارسال کردم،‌ به تیغ سانسور غیر دولتی افتاد. وای به حال... به نظرتون این نوشته هائی که برایتان آمده و شما تشخیص دادید که موجب تشویش اذهان عمومی نمی شه خیلی با نفس مطالب من فرق می کنه؟ !‌ فقط کمی پرده را بالاتر زده ام که اگر کسی با ایما و اشاره از هر 10 مشکل یکی را با لطافت آورده،‌ شاید این تندی و تیزی معضل توسط مسئولان انجمن تغییر کند و تحولی در ایستائی یکی دیگر از انجمن های ایران در طول تاریخ پس از مشروطه که چون کاریزمای مدیران کم رنگ شد، به دلیل نداشتن مدیریت و هدف و برنامه ،‌امروز فقط در کتاب ها اسمشان را می دانیم. تازه خیلی مواقع هم آنها را هم نمی دانیم . از این رو به این گونه انجمن ها که اتفاقاَ‌زنانه هم هستند انجمن های سرّی و نیمه سرّی هم می گوییم. از حالا می دانم که انتهای این داستان کجاست. متاَسفم و امیدوارم که در حسرت 100 سالگی انجمن هائی چون جغرافی و املا و انشا و نقاشی،‌ سخن از کمبود امکانات و فشارهای کار علمی بر استادان داد سخن زده نشود. مگر این که ایمان بیاوریم که در این مملکت همه علی بی غم هستند و فقط استادان تاریخ اکتیو و پر مشغله از انجام تحقیقات بنیادین؟!!!!

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۲ ساعت ۱۴:۰۷
  • دل آرا مردوخی:

    از خوندن این متن خیلی خوشحال شدم. بخش زیادی از جزئیاتی که به این دقت توضیح دادید، حتی از بیرون هم دیده می شه. ضعف مالی انجمن و تاثیرش در کارها به شدت به چشم می خوره. قسمتی از فعالیت ها در دانشگاه الزهرا می گذره، و این نادیده گرفتن ها ما رو هم دچار شوک می کنه. مسئله ی خبرنامه و کیفیتش هم به همین صورت که گفتین دیده می شه. غیر از این ها که گفتین، این نکته رو هم می شه اضافه کرد که انجمن توجه کمی به دانشجوها داره. سیاستگذاریهای جدا کردن کسانی که مدرک کارشناسی ارشد به بالا دارند، از اونهایی که ندارند، در ابتدا باعث شد فکر کنیم انجمن چه برنامه های خاصی برای این گروه ها تدارک دیده که نمی تونه به دانشجوها ارائه بده. ولی در عمل بخشی از فعالیت ها رو دانشجوها ی کارشناسی و کارشناسی ارشد به عهده گرفتن (لااقل در مورد سمینار اخیر من به چشم دیده ام که دانشجوهای کارشناسی چه تلاشی کردند). دور کردن دانشجوها از انجمن و همچچنین اطلاع رسانی بسیار بسیار ضعیف فکر می کنم به تدریج آسیب هایی وارد کنه.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۱ ساعت ۲۱:۰۵
  • یک شاگرد:

    سلام استاد. یکی از عمده ترین مسائل دامنگیر این قسم فعالیت ها به گمانم عدم حضور فعال همه یا حداکثری نیروهای بالقوه موجود باشه. توی چند گزارشی که شما گهگاه از انجمن اینجا نوشتید اسم خیلی ها که وزنه و اعتبار گروه های تاریخ ما هستند هرگز نیومد و جاشون خالی بود که خوب یه خلأ بزرگ محسوب میشه خودشون اعتقادی به این قسم فعالیت ها ندارند یا دلایل دیگری در کار بوده، نمی دونم. ولی ایکاش تلاش ها در جهتی باشه که همه باشند. که این در ارتباط با یه کار جمعی غیر سیاسی علمی توی کشور ما به نفع همه ست. دیگر اینکه خبرنامه و مجله و گردهم آیی همه به جای خودش لازم و ضروری ولی این همه تنها ظرف اند و بستر . نکنه این انجمن علمی به سرنوشت باقی نهادها با کارکرد تعریف شده اولیه کار جمعی توی کشور ما تبدیل شه، مثل مجلس و شوراها و احزاب و ... که اسم بی رسمی بیش نیستند. آسیب شناسی اون ها در پرهیز از افتادن این جمع به اون ورطه میتونه کارساز باشه، و دچار شدن به سرنوشت اون ها هیچ امر بعید و محالی نیست. شاید قیاس مع الفارق باشه اما تجربه دوره دانشجویی من میگه که بسیار هم ممکن و محتمل و نزدیکه. که بعد از مدتی همه چی بشه اسم. فارق از محتوا و کارکرد اولیه ای که مد نظر بنیان گذاران بوده. هزار تا فصلنامه تو این مملکت منتشر میشه، یکی هم روش، هزار تا خبر نامه و بولتن داخلی. یکی هم اضافه. هزار تا انجمن، یکی هم علاوه. همه (اغلب)، هم بی ثمر و تکراری.باز هم میگم. آسیب شناسی عملکرد اون ها خیلی خیلی میتونه مؤثر باشه. نمی خوام مدام بگم" من میدونم نمیشه"، ولی مقایسه لحن گزارش آخر شما با گزارش های پیشین تون از دشواری ها و چاه ویل های احتمالی پیش روی انجمن حکایت می کنه. موفق باشید.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۱ ساعت ۱۲:۰۱
  • کدی:

    همیشه آن چه در ظاهر در این نشست ها و انجمن ها می گذرد بسی دلرباتر از حقیقت آن است. متاسفانه سوگیری های نابه جا مثل آفتی به جان همه ی جنبه های علمی، فرهنگی، ورزشی و... و همه چیزمان افتاده که به این سادگی آن را علاجی نیست. خانه از پای بست ویران است.

    ۱۳۸٩/۰۳/۰۱ ساعت ۰۷:۳۸

ارسال ديدگاه

//:http